قورقوری و دود جنگل

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

روزی روزگاری قورقوری توی جنگل با دوستانش قایم باشک قوری بازی می‌کرد قورقوری رفت  نزیک قلمرو انسان ها و دید که آنها دارند آتش روشن می‌کنند و می‌خواهند جشن بگیرند برای همین قورقوری تصمیم گرفت به هیچ کس نگوید و فقط برود الان به دوستانش بگوید خسته است تا اشتباهی در این باره چیزی بگوید بعد رفت به دوستانش این را گفت و بعد رفت سمت خانه

 27khordad6 1بعد از اینکه صبح بیدار شد تا به جنگل برود دید دود سیاهی بالا رفته قورقوری تا این صحنه را دید بلند شد و رفت سمت جنگل و دید جایی که دیروز انسان‌ها بودند آتش گرفته و بعد باعث شده کل جنگل آتش بگیره

27 khordad 6 5

 

قوری تا این صحنه رو دید فهمید که بخاطر انسان‌ها آنجا آتش گرفته چون انسان ها موقع رفتن یادشان رفته آتش را خاموش کنند بعد رفت سمت رود خونه تایکم آب بیاره تا رسید به رودخونه دوستانش را دید که دارند سرفه می‌کنند به آنها گفت بروند وبقیه را برای کمک صدا کنند تا او سعی کند این آتش را کمی آرام کند قورقوری سطلش راپر از آب کرد سریع رفت جایی که  بیشتر از همه جا آتیش گرفته بود و آنجا آب را پاشید بعد همه‌ی قورباغه‌ها آمدند و به کمک یکدیگر آتش را خاموش کردند

27 khordad6 2

بعد از خاموش شدن آتش قورقوری رفت سمت خانه‌اش و وسایل کاراگاهی‌اش را برداشت و برگشت جایی که انسان‌ها جشن گرفته بودند رد پای یکی از آنها را دنبال کرد بالاخره به دم خانه‌ی یکی از آنها رسید و در زد

27 khordad 6 3در که باز شد آن انسان از دیدن قورقوری تعجب کرد و بعد گفت قورقوری چه عجب از این طرف ‌ها قورقوری گفت دیروز شما دوستانتان توی جنگل ما آتش روشن کردید و جشن گرفتید درست است انسان گفت درست است تو از کجا می‌دانی قورقوری گفت آخه من شما‌ها رو دیدم و برای این آمدم اینجا چون شما آتشتان را خاموش نکردید و جنگل ما آتش گرفت وما به زور آن را خاموش کردیم و آمدم بهت بگم حواست را جمع کنی اگر می‌خواهی در جنگل ما جشن بگیری چون اگر دوباره جنگل ما آتش بگیره نه تنها ما صدمه می‌بینیم بلکه شما هم صدمه می بینید و بعد انسان شروع به گریه کردن کرد و گفت ببخشید قول می دهم دیگر جنگل شما را آتش نزنم این موضوع را به دوستانم هم می گویم .


27 khordad 6 4و باز قورقوری یک مشکل دیگر را هم حل کرد.

نویسنده: عسل کناری کلاس چهارم دبستان دخترانه راه رشد-تهران

نقاشی:عسل کناری با نرم افزار word  و  powerpoint

محبوبترین کودکان

داستان های قوری قهرمان

داستان های قوری قهرمان

قوری قهرمان، قورباغه ای است که در یک برکه سبز و قشنگ

قوری قهرمان و کیسه پلاستیکی

قوری قهرمان و کیسه پلاستیکی

قوری قهرمان تو یکی از روزای گرم تابستون تو برکه زیبای

خالهای گمشده قورقوری

خالهای گمشده قورقوری

یکی بود یکی نبود یک قورباغه بود که اسمش قورقوری بود او

قورقوری و سفر در دریا

قورقوری و سفر در دریا

قورقوری همیشه دوست داشت دریا را از نزدیک ببیند  و

قورقوری و دنیای انسان ها

قورقوری و دنیای انسان ها

یکی بود یکی نبود قورقوری مثل روز های دیگه مشغول بازی با

کارگاه قوری قهرمان

کارگاه قوری قهرمان

یکی بود یکی نبود یه قورباغه بود که اسمش قورقوری بود همه

قورقوری در کوه

قورقوری در کوه

یکی بود یکی نبود،  یک بچه قورباغه ای بود به نام

قورقوری وکشتی های نفت کش

قورقوری وکشتی های نفت کش

قورقوری روزی مشغول فوتبال آبی

قورقوری و دود جنگل

قورقوری و دود جنگل

روزی روزگاری قورقوری توی جنگل با دوستانش قایم باشک قوری