قورقوری در کوه

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

یکی بود یکی نبود،  یک بچه قورباغه ای بود به نام قورقوری یک روز قورقوری می خواست با بابا قورباغه برود کوه

آنها رفتنو رفتنو رفتن تا رسیدن به دامنه ی کوه. در آن جا گیاهان زیادی وجود داشت. قورقوری رفت کنار یکی از ان درخت ها و نفسی کشید بعد احساس کرد که یک چیزی در بدنش بیشتر شده ان چی بود، اکسیژن

بعد از پدرش پرسید: پدر, چرا اکسیژن بدنم بیشتر شده

 پدرش گفت: دخترم بگذار یک چیزی را به تو یاد بدهم

قورقوری گفت: چه چیزی را می خواهی به من یاد بدهی پدر؟

پدرش گفت: عزیزم ایا میدانی چرا اکسیژن بدنت بیشتر شده؟

قورقوری گفت: نه

پدرش گفت: عزیزم وقتی تو در کنار یک درخت نفس بکشی یعنی داری به آنها دی اکسید کربن میدی حالا گفتی اکسیژن بدنت بیشتر شده, خب وقتی تو به گیاهان دی اکسید کربن میدی انها هم به تو اکسیژن می دهند از ان به بعد قورقوری فهمید که چقدر گیاهان ارزشمند هستند.

 

نویسنده: باران عرفانی کلاس اول دبستان-تهران

 

 

 

محبوبترین کودکان

داستان های قوری قهرمان

داستان های قوری قهرمان

قوری قهرمان، قورباغه ای است که در یک برکه سبز و قشنگ

قوری قهرمان و کیسه پلاستیکی

قوری قهرمان و کیسه پلاستیکی

قوری قهرمان تو یکی از روزای گرم تابستون تو برکه زیبای

خالهای گمشده قورقوری

خالهای گمشده قورقوری

یکی بود یکی نبود یک قورباغه بود که اسمش قورقوری بود او

کارگاه قوری قهرمان

کارگاه قوری قهرمان

یکی بود یکی نبود یه قورباغه بود که اسمش قورقوری بود همه

قورقوری و سفر در دریا

قورقوری و سفر در دریا

قورقوری همیشه دوست داشت دریا را از نزدیک ببیند  و

قورقوری و دنیای انسان ها

قورقوری و دنیای انسان ها

یکی بود یکی نبود قورقوری مثل روز های دیگه مشغول بازی با

قورقوری وکشتی های نفت کش

قورقوری وکشتی های نفت کش

قورقوری روزی مشغول فوتبال آبی

قورقوری در کوه

قورقوری در کوه

یکی بود یکی نبود،  یک بچه قورباغه ای بود به نام

قورقوری و اردوی مدرسه

قورقوری و اردوی مدرسه

روزی روزگاری قورقوری مثل همیشه بلند شد و کیف مدرسه اش رو